اینا رو دیدین؟
نگاه کنین:




بادسوار: خدایا بنازم قدرت و لطافتت رو... ببخشید ما اینقدر حواسمون به تو نیست !!!
یک خبر بد برای طبیعت!
سلام
خبری که اینبار آوردم از سایت رسمی انجمن جبهه طبیعت بخش آخرین خبرها برداشتم. این خبر رو نشنیده بودم ... خیلی ناراحت شدم..
دكتر هرمز اسدي رفت تا گوزنهاي زرد ايراني بمانند...
چهارشنبه ی سرد و برفی شب 19 دی، غم از دست دادن دكتر هرمز اسدي و مهندس عباسپور بر دلهایمان نشست. ایشان در جريان انتقال 6 گونه گوزن زرد از ساري به ياسوج، در محور شهرضا- سميرم دچار سانحه شده و جان سپردند. پیکر ایشان بنا بر وصیت خویش در قبرستان ورجین واقع در منطقه حفاظت شده ورجین (در لواسانات) به خاک سپرده خواهد شد.
در اين سانحه خودروي پيكاب متعلق به اداره كل محيطزيست ياسوج به دره سقوط كرد و دكتر اسدي بر اثر ضربه مغزي در دم جان سپرد و مهندس حبيب عباسپور نيز بر اثر جراحت شديد پس از چند ساعت در بيمارستان جان به جان آفرين تقديم كرد.
دكتر هرمز اسدي عضو هيات علمي دانشگاه آزاد تهران بود و به تدوين سه مبحث اكولوژي حيات وحش، مباني مديريت وحش و فنون و روش حيات وحش اشتغال داشت و دكتراي خود را از دانشگاه يوتمبرگ آلمان دريافت كرده بود. دكتر هرمز اسدي در زمينههاي مختلف محيطزيست، تحقيقاتي در ايران، دبي، استراليا، هند، پاكستان، نپال، برمه و بنگلادش به انجام رساند كه از آن جمله ميتوان از تحقيق درخصوص پستانداران به ويژه بازهاي شكاري در دوبي، فوك خزر نام برد؛ حفظ و حراست از گونه يوزپلنگ ايراني نيز اولين بار از سوي اين استاد دانشگاه مطرح شد.
جای ایشان در عرصه محیط زیست خالی خواهد ماند چرا که شخصیت های برجسته ای چون دكتر هرمز اسدي در این عرصه انگشت شمار هستند. تا کی رسد زمانی که استعدادی چون او متجلی شود ...
انجمن جبهه طبیعت ضایعه درگذشت اين محقق سختكوش و دوستدار واقعی طبيعت را به خانواده ايشان و ملت ایران خصوصاً به طبیعت دوستانی که قلبشان همواره برای آبادانی میهن شان و حفظ میراث طبیعی این سرزمین می تپد، عمیقاً تسلیت ميگويد.

بادسوار هم تسلیت می گه...
بريده وبلاگي 4
داشتم ميچرخيدم تو اين وبلاگا يه وبلاگ خوشگل ديدم كه حيف بود اگه تو پيوندام نميذاشتمش... به نظرم يكي از معدود وبلاگايي بود كه به نويسندهاش به اين بلاگ مث يه دفتر خاطرات خيلي خصوصي نگاه كرده بود... مطالبش خيلي خيلي لطيف بود... نظم خاصي نداشت.. دنبال مخاطب هم نميگشت.. حرف دلش رو زده بود و منتظر هم نبود كسي نظرش رو بگه... نميدونم از كجا صداي يكريز بارون و رعد و برقي كه باهاش ميآد تاثير حرفاشو رو دل آدم بيشتر ميكنه... نه شعر بود نه نثر... حرف بود... روح داشت...
يكي از نوشتههاشو ميارم ... حيفه نخونين
ماه من!
دلم ميخواهد امشب با موهاي بافته بخوابم
موهايم را گيس ميكني؟
....
امكان كپي كردن متنها وجود نداره... اگه دوست داشتين لطفا خودتون برين به "يك فنجان تمنا" ..
راستش نميتونم همش رو تايپ كنم!!!
ازدواج
سلام
کسی رو که تقریبا می شناسم تازه ازدواج کرده... ازش در مورد زندگی متاهلی پرسیدم... (تقریبا هربار که با هم حرف می زنیم ازش می پرسم!)
این بنده خدا قبلا کسی بود که خیلی از ازدواج می ترسید، می گفت مسوولیتش زیاده... یه ماجراهایی واسش پیش اومد که ازدواج کرد...
ازش از زندگی مشترک پرسیدم یه چیزایی گفت که فهمیدم از اونیکه فکر می کردم خیلی جدی تره...
از حرفاش اینا رو گرفتم:
- ازدواج که می کنی به میدان زندگیت یه عالمه چیز تازه وارد می شه که باید خیلی مدیر باشی تا بتونی زود واسه هر چیزی جای مناسب پیدا کنی و آرامش رو دوباره برقرار کنی
- ازدواج که می کنی تازه می فهمی که چقدر آدمها و نظراتشون می تونن تاثیرگذار (و نه الزاما مهم) باشن
- ازدواجت وقتی به سمت موفقیت پیش می ره که بتونی فضای اطراف خودت و طرف مقابلت رو مثبت کنی (خانواده ها، دوستان و کسای دیگه ای که واسه تو و طرف مقابلت تاثیرگذارن)
- اگه فضاها رو نتونی مثبت کنی کارت سخته، باید هردوطرف ایمان محکمی به همدیگه داشته باشن و اعتقاد راسخ به کاری که کردن.. و بتونن تحت تاثیر اطرافشون قرار نگیرن وگرنه، کار خراب میشه...
- شرایط آدم بعد از ازدواج (دست کم اون اوایلش) مث کسی می مونه که به حل کردن یه پازل عادت کرده بود اما الان باید یه پازل جدید رو هم طراحی کنه و هم قطعات پازل رو سر جاش بذاره...
- برای ازدواج موفق باید مدیر خوبی باشی، بلد باشی از خودت بگذری، شهامت داشته باشی راستشو بگی، شهامت داشته باشی اشتباهات خودت و خانوادت رو بپذیری و حق رو زیر پا نگذاری، عادل باشی، متعصب نباشی، دست کم خودت رو تا یه حدی بشناسی (هرچی بیشتر بهتر) و ...
و خیلی چیزای دیگه....
به مرور می گم
بریده های وبلاگی 3
اینم بریده وبلاگی از وبلاگ آقای بوترابی-زمان بی کرانه، ایران جاودانه...
مدیر پرشین بلاگ: وبلاگ، محلی برای ظهور اندیشه ها و عقاید
بوترابی مدیرعامل شرکت پرشین بلاگ ضمن به روز دانستن مقوله حجاب و عفاف و طرح آن در وبلاگ ها گفت: "اصولاً در بحث وبلاگ ها موضوعات مهم اجتماعی به شکل یادداشت مطرح شده که گنجاندن مقوله عفاف و حجاب نیز در بین مطالب مختلف می تواند به عنوان یکی از موضوع های مطرح در وبلاگ ها باشد که این امر نیازمند بحث و تبادل نظر است."
به گزارش فاوانیوز به نقل از ستاد خبری نخستین جشنواره عفاف و حجاب، بوترابی در ادامه صحبت هایش افزود: "کسانی که شاهد بروز موضوع حجاب و عفاف در جامعه هستند چیزی را که می بینند در وبلاگ هایشان می نویسند، به طور مثال وقتی که طرح امنیت اجتماعی عملی شد، نقاط مثبت و منفی آن به وبلاگ ها منتقل شد."
بوترابی درخصوص موضوع عفاف نیز اظهار داشت: "عفاف به عنوان یک مبحث مجرد، شمول و گستردگی حجاب را ندارد. اما در قالب موضوعات روز جامعه، قابل طرح و بررسی است و همانند مفاهیم مهدویت یا آموزه های دینی و قرآنی مطرح است، اما جایگاه آن در مرتبه ای پایین تر قرار دارد و علت آن نیز عدم توجه گسترده از سوی همه اقشار جامعه است."
مدیرعامل پرشین بلاگ تصریح کرد: "چون وبلاگ یک رسانه شخصی و محلی برای ظهور اندیشه ها و عقاید است، موافقت یا مخالفت های منعکس شده در وبلاگستان منجر به یک بلوغ اجتماعی در موضوع حجاب و عفاف می شود و بدین صورت نوعی جمع بندی تدریجی در جامعه شکل می گیرد."
بوترابی پیرامون وبلاگ های مذهبی گفت: "مهم این است که چه کسی حرف می زند و چه قدر می تواند با موضوع ارتباط مستقیم و سالم برقرار کرده، تا به شکل یک رویکرد صرفاً سیاسی و عکس العمل خاص تلقی نشود."
وی در خصوص رویکرد رسانه های دیجیتال به معضل بدحجابی در جامعه اشاره کرد و افزود: "زمانی که مقدمات موضوعی فراهم نشده و در ساختار آن به یک وجه مشترک نرسیده ایم، انتظار وفاق بر سر یک موضوع بی مورد است. از آن جایی که تحولات عمیق اجتماعی و استقرار روزمره گی افراد از آبشخور خانواده ها و حاکمیت سنت های مورد بحث، براساس رفتار و تحولات رفتاری شکل می گیرد، وبلاگ نویس ها به عنوان شهروندان جامعه مجازی در حال شکل دهی عمومی ترین نقطه جامعه مجازی هستند که از این طریق مناسب ترین اندیشه ها را منتشر کرده و اصول غیرقابل تغییر این محیط را رقم می زنند."
وی در پایان گفت: "جشنواره ها در مجموع به شکل تخصصی، نشان می دهند که نقش جامعه مجازی چیست و جایگاه حجاب و عفاف در کجا قرار دارد."
بادسوار: خوشمان آمد...


