تبليغاتX
فراز ابر تا ژرفاي دريا ...

يك پست كوچك براي آقا رضاي بزرگ...

سلام به رضاي صميمي...
آقا رضا تو خودت عزيزي ما رو هم عزيز مي‌بيني.. واسه همين كه اين روزا همش ناله‌ايم ننوشتم.. گلايه كردي... منم نوشتم بببيني اوضام خيلي روبراه نيست...
تازه دارم از مسافرتها در مي‌رم... بادسوار بايد خودش بادسوار بشه... وگرنه هرجا بري آسمون همين رنگه.... بقچه دلم رو كه با خودم مي‌برم!!!
از طرف ديگه بازم دارم به سال سپيده نزديك مي‌شم... همش يادش مي‌كنم... 7 خرداد...
نمي‌دونم رضا... بد گير كردم.. ببخش كسلم ....
اما روحيه تو ( دست كم توانت در نگه داشتن و بيرون نريختن شكوه هات) قابل تحسينه.. شايد بشه گفت اين وقتا مصداق اين شعر حافظ خوشگل مني:
با دل خونين لب خندان بياور همچون جام
ني گرت زخمي رسد آيي چو چنگ اندر خروش...
مخلص آقا رضا...
بادسوار
!! نوشته شده توسط بادسوار | 0:0 | یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387 •

جمعه بعد از ظهر

سلام
بدجوري سنگين شدم.. انگار وزنم 1000 كيلو زياد شده!!!
هرچي كمتر مي‌خورم انگار سبكتر نمي‌شم!!!

دلم آهنگ جمعه فرهاد رو مي‌خواد..
خستگي كهنه‌اي كه تو روزاي هفته تصوير كرده... زمزمه مي‌كنم ...شنبه روز بدي بود... تا جمعه...
جمعه... جمعه...

پاي فرار...
هواي تازه... كوه.. مه... ابر...
سرما...

انگار يه كوه خستگي افتاده رو جونم...
دلم طراوت دشت بارون‌زده رو مي‌خواد و سرماي لطيف بادي كه از روي كوه به صورت آدم مي‌خوره و موهاش رو بهم مي‌ريزه...
دلم چيزايي رو مي‌خواد خيلي وقته از زندگي دور شده ...
!! نوشته شده توسط بادسوار | 19:41 | جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 •

بازي وبلاگي

سلام
به پيشنهاد و دعوت يكي از رفقاي بادسوار به نام شاه عباس، قراره من بگم اگه نماينده مجلس بشم چي كار مي‌كنم و سه تا كار رو نام ببرم...
خب.. بادسوار حداقل به 3 دليل فكر نمي‌كنه نماينده مجلس شه ...
1- رد صلاحيت مي‌شه
2- طرز فكرش طرز فكر پرطرفداري نيست و خيلي از طرز فكرش خوششون نمي‌آد
3- آدم پولداري نيست كه بتونه واسه خودش تبليغ كنه...
(دلايل ديگه بماند...)
اما اگه بادسوار نماينده بشه
1- يه فكري براي كسايي كه اون نشريه كژراهه رو منتشر كردن مي‌كنم كه آبروي مملكت رو بردن!!! (در ضمن وبلاگ كژراهه بروز شده)
2- سعي مي‌كنم به ديگران هم بفهمونم كه انجام كارهاي بي‌مطالعه و البته نادرستي مث كاري كه نتيجه‌اش انتشار كژراهه بود خيانت به مملكت خودمون و خيانت به اسلامه... (من هنوز موندم در جمهوري اسلامي چطور به كتابي استناد شده كه كل نظام اسلامي ما رو كه هيچ اصولا كل شيعه رو يك فرقه مي‌دونه و نويسنده هرچي بلد بوده در مورد امام خميني و شهداي جنگ گفته!!!!!!)
3- سعي مي‌كنم به قوه مجريه و مخصوصا اين خانم واعظ جوادي بفهمونم كه انقراض نسل گياهان و جانوران چه عارضه وحشتناكيه و اين خيلي شرم‌آوره كه رئيس سازمان محيط زيست ما نمي‌دونه "هما" چيه!!!! و همش به فكر انرژيه!!! من هنوز وقتي ياد اون مصاحبه تأسف‌بار مي‌افتم اعصابم خورد مي‌شه!!!!!!
خب بادسوار از بين دوستاش
يار دلنواز (ستاره)
مزدك
ايران جاودانه
رو به اين بازي دعوت مي‌كنه...
ببينيم آخرش به كجا ختم مي‌شه

!! نوشته شده توسط بادسوار | 1:27 | شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387 •

گاهي...

سلام

گاهي حيات آدما بند چه چيزاي كوچيكي مي‌شه...

گاهي چه چيزاي كوچيكي آدمو نجات مي‌ده...

و گاهي چه چيزاي بزرگي هم آدمو نجات نمي‌ده...

بعضي وقتا يه چيز كوچيك كار بزرگ مي‌كنه ...

شايد واسه همينه كه مي‌گن گاهي خدا كهكشاني رو براي سوزني نابود مي‌كنه...

بادسوار اين‌روزا خيلي گرفته است... 

!! نوشته شده توسط بادسوار | 12:27 | چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 •

RSS