فراز ابر تا ژرفاي دريا ...
ويروس دروغ
سلام
يه چندوقتيه به مدد پاياننامه يكي رفيقي با يه چيزايي از ويروسشناسي آشنا شدم. بحث حرفهاي اين رفيق ما ويروسهاي هپاتيت B و سيروز و سرطان كبده... و اين چيزا ظاهرا به موضوع حرف من ربطي نداره اما روش كار ويروسها و تكثيرشون و اين چيزاش برام خيلي جالب بود...
اما چيزي كه ميخوام بگم بيشتر اينه ...
اين روزا... دارم از رفيقاي صميميم دروغ ميشنوم... گاهي فكر ميكنم موندن تو راه راستي و درستي چقدر سخته... و به حرف يه دوست خيلي عزيزم (اويس) فكر ميكنم كه ميگفت آيا فقط صداقت محض براي رسيدن به خدا كافي نيست؟
يه حديثي از حضرت رسول هست كه معنيش ميشه اين: كه راه يافتن شرك به دل مومن از حركت يه مورچه سياه تو دل شب تاريك روي يه سنگ سياه مخفي تره....
موندن در راه راستي و درستي و شايد به قول اويس صداقت محض براي رسيدن به خدا كافي باشه ... اما چطور ميشه ندونسته يا نيمهدونسته به دروغ و كجي آلوده نشد؟ راههاي انتقال ويروس دروغ به روح ما آدما چيه؟
يه واكسني چيزي واسه يه همچين ويروسي هست كه بزني (حالا مهم نيست كه چقدر درد داشته باشه) و راحت شي؟
يه آقاي دكتري رو ميشناسم كه ميگفت باخدا جناغ بشكنيد... مرتب بگيد يادم!!!
اين شايد يه راه خوب باشه... اينكه هرلحظه يادت باشه... اما آخه بعضيا يادشون هست بازم كار خودشون ميكنن!!!!
اينجا كلافه ميشم! چيزي كه يادمون ميره ... يا شايد كاري كه اون ويروس با روح ما ميكنه كوچيك كردن عظمت خداييه كه در حضورشيم... بايد با اين چيكار كنيم؟
يه چندوقتيه به مدد پاياننامه يكي رفيقي با يه چيزايي از ويروسشناسي آشنا شدم. بحث حرفهاي اين رفيق ما ويروسهاي هپاتيت B و سيروز و سرطان كبده... و اين چيزا ظاهرا به موضوع حرف من ربطي نداره اما روش كار ويروسها و تكثيرشون و اين چيزاش برام خيلي جالب بود...
اما چيزي كه ميخوام بگم بيشتر اينه ...
اين روزا... دارم از رفيقاي صميميم دروغ ميشنوم... گاهي فكر ميكنم موندن تو راه راستي و درستي چقدر سخته... و به حرف يه دوست خيلي عزيزم (اويس) فكر ميكنم كه ميگفت آيا فقط صداقت محض براي رسيدن به خدا كافي نيست؟
يه حديثي از حضرت رسول هست كه معنيش ميشه اين: كه راه يافتن شرك به دل مومن از حركت يه مورچه سياه تو دل شب تاريك روي يه سنگ سياه مخفي تره....
موندن در راه راستي و درستي و شايد به قول اويس صداقت محض براي رسيدن به خدا كافي باشه ... اما چطور ميشه ندونسته يا نيمهدونسته به دروغ و كجي آلوده نشد؟ راههاي انتقال ويروس دروغ به روح ما آدما چيه؟
يه واكسني چيزي واسه يه همچين ويروسي هست كه بزني (حالا مهم نيست كه چقدر درد داشته باشه) و راحت شي؟
يه آقاي دكتري رو ميشناسم كه ميگفت باخدا جناغ بشكنيد... مرتب بگيد يادم!!!
اين شايد يه راه خوب باشه... اينكه هرلحظه يادت باشه... اما آخه بعضيا يادشون هست بازم كار خودشون ميكنن!!!!
اينجا كلافه ميشم! چيزي كه يادمون ميره ... يا شايد كاري كه اون ويروس با روح ما ميكنه كوچيك كردن عظمت خداييه كه در حضورشيم... بايد با اين چيكار كنيم؟
!! نوشته شده توسط بادسوار
| 21:28 | شنبه بیست و ششم مرداد 1387
•
باور مكن...
سلام
.
.
.
يادت ميآيد رفته بودي خبر از آرامش آسمان بياوري؟
....
از نو برايت مينويسم...
حال همه ما خوب است؛ اما
تو باور مكن....
.
.
.
.
ديگر از اينهمه سلام ضبط شده بر آدام لاجرم خستهام...
!! نوشته شده توسط بادسوار
| 19:10 | یکشنبه بیستم مرداد 1387
•
از بين ايمليها
سلام
از بين ايميلاهايي كه به دستم رسيد چندتا عكس انتخاب كردم كه خودم خيلي خوشم اومد.. مضامينشون فرق ميكنه و خيلي احتمال داره كه شما هم اونا رو ديده باشين.. اين عكسا خيليهاش توصيفات و اسمهايي داشته اما من اون حسي كه خودم از هر عكسي دارم براش نوشتهام.. اميدوارم صاحب عكس از اين كارم ناراحت نشه...

زندگي...

روح بشريت...

امروز بازي فردا قتل عام!

آزادي...

امنيت...

حسرت...

حيرت...

بلا نسبت شما ؛ از ما بهتران....
از بين ايميلاهايي كه به دستم رسيد چندتا عكس انتخاب كردم كه خودم خيلي خوشم اومد.. مضامينشون فرق ميكنه و خيلي احتمال داره كه شما هم اونا رو ديده باشين.. اين عكسا خيليهاش توصيفات و اسمهايي داشته اما من اون حسي كه خودم از هر عكسي دارم براش نوشتهام.. اميدوارم صاحب عكس از اين كارم ناراحت نشه...

زندگي...

روح بشريت...

امروز بازي فردا قتل عام!

آزادي...

امنيت...

حسرت...

حيرت...

بلا نسبت شما ؛ از ما بهتران....
!! نوشته شده توسط بادسوار
| 1:29 | پنجشنبه دهم مرداد 1387
•


