فراز ابر تا ژرفاي دريا ...
اتفاقات مهم...
سلام
يه سال پيش همين موقع يه خبري شنيدم كه شادم كرد... برام مهم بود و هنوزم هست... الان يه سال از اون روز ميگذره... چه يك سالي!!! از روي تقويم 22 روز ديگه سالگرد يه اتفاق مهم ديگه است...
روزگار داره خيلي عجيب ميگذره...
گاهي فكر ميكنم همه اينا خوابه... همه زندگيم... فكر ميكنم كلاس اول دبستان هستم و دارم خواب ميبينم ... و همين الانه كه مامانم بيدارم كنه بگه پاشو آماده شو برو مدرسه!
راستش اگه اينطور باشه خيلي بده! من حوصله 24 سال زندگي مجدد رو ندارم! حتي حوصله ندارم يك دقيقه به عقب برگردم چه برسه 24 سال!!!!
معني حرفم اين نيست كه الان خيلي روبراهم... اتفاقا مدت زيادي كه حالم گرفته است.. با يه من عسل نميشه قورتم داد!! اما ابداً حوصله تجربه دوباره زندگيم رو ندارم!!!!
!! نوشته شده توسط بادسوار
| 18:57 | جمعه یکم آذر 1387
•


